جمال رضايى

347

بيرجندنامه ( فارسى )

« پاگشا » ( پاگشا pagosa ) فرا مىرسيد و عروس از بانوان بزرگ دو خانواده و دوستان و . . . با رعايت شأن آنان به‌نوبت بازديد مىنمود . اين آخرين مراسم « عروسى » بود و پس از آن عروس و داماد مانند يك زن و شوهر عادى به زندگى روزگذر مىپرداختند . تازه‌عروس تا چهل روز پس از عروسى حق نداشت به عروسى و يا به تبريك و ديدار عروس ديگرى برود . اين رسم در مورد « زايمان » هم معمول بود و « زائو » نيز حق نداشت تا چهل روز پس از زايمان به ديدن زائويى ديگر برود . * * * يادداشت 1 - شكوه و برنامه‌هاى جشن‌ها و مراسم عروسى بستگى به توانايى مالى خانواده‌ها داشت . بديهى است كه همگان نمىتوانستند اين تشريفات را به تفصيل برگزار كنند و ناگزير به‌اختصار مىكوشيدند و برنامه‌هايى سبك‌تر و محدودتر اجرا مىكردند . يادداشت 2 - به‌ندرت ممكن بود « عقد » و « عروسى » را يك جا انجام بدهند . در اين موارد پس از تشريفات عقد عروس را به همان ترتيبى كه ياد شد به خانهء داماد مىبردند ( چنان‌كه امروزه مرسوم شده است ) . يادداشت 3 - در روستاهاى پيرامون شهر - محدودهء مورد بررسى ما - همين رسوم اجرا مىشد ولى به نسبت كوچك بودن روستا و محدود بودن توانايى مالى و امكانات روستا و روستاييان با تشريفاتى كمتر و هزينه‌اى سبكتر امّا در عوض با شور و شادى بيشتر و رقص و پايكوبى بسيار و « چوب‌بازى » و « شب‌بازى » و . . . عروسى در روستاها گاهى چنان بارونق و پر نشاط بود كه برخى از آشنايان عروس و داماد و مخصوصا مالكان آن روستاها براى تماشا و شركت در جشن به روستا مىرفتند و از شور و شادى آنان كه صبغه‌اى خاصّ داشت بهره‌مند مىشدند و معمولا هركدام - در حدّ شأن و توانايى خود - هدايايى هم براى عروس و داماد مىبردند . يادداشت 4 - امروزه اگرنه همه ، ولى بسيارى از مراسم يادشده متروك و حتّى فراموش شده است و رسمى نو جاى آن مراسم را گرفته است و آن اينست كه معمولا سر شب دختر را عقد مىكنند و بعد شامى در خانه يا در باشگاهى مىدهند و آخر شب عروس را روانهء خانه داماد مىكنند ، همين ! به‌ندرت برخى از دامادها و عروس‌ها به يك سفر چند روزه ( ماه عسل ) مىروند و بعد راهى خانهء بخت مىشوند .